روشنفکران در جامعه فراصنعتی: یک دیدگاه جایگزین
17 بازدید
نقش: مترجم
سال نشر: 1385
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
[ایوا اتزیونی ـ هالوی‎ / ترجمه: دکتر حسین کچویان] اندیشهٔ جدال برانگیزی که در سال‌های اخیر شهرت عام به دست آورده است می‌گوید که جامعه سرمایه دار - صنعتی عملاً مرده و جامعه‌ای از نوع جدید اکنون در حال پیدایش است ( این اندیشه توسط کسانی نظیر بل، ۱۹۷۳؛ بولدینگ ،۱۹۶۴ برژینسکی ،۱۹۷۰ گالبرایت ،۱۹۶۷ دراکر ،۱۹۷۱ توفلر،۱۹۸۰ و دیگران تقویت شده است). در جامعه صنعتی، تولید در مرکز زندگی اقتصادی - اجتماعی بود. برعکس متمایزترین وجه جامعه جدید در تبلور آن حول محور سازمان و دانش نظری قرار دارد. این دانش اکنون بنیان فن‌آوری و سیاستگذاری را می‌سازد که وفور، برابری و آزادی را به ارمغان آورده‌اند. اندیشه‌های حدوداً مشابهی توسط متفکران اروپایی که از میان آنها ریمون آرون (۱۹۶۷) و آلن تورن (۱۹۷۱) قابل ذکرند، بیان شده است. این متفکران نیز دانش را دارای اثر رو به رشد در جامعه می‌دانند و آن را نیرویی می‌دانند که به تولید عقلایی بیشتر و در نتیجه خوشبختی افزونتر می‌انجامد، اما، آنها ادعا نمی‌کنند که این امر بالضروره به ترقی اجتماعی منجر می‌شود. از این رو آرون می‌نویسد که : «کیفیت زندگی با میزان کالاهای قابل دسترس افراد تعیین نمی‌شود.» (۱۹۶۷، ص ۸۰) و تورن طرح می‌کند که :«جامعه فراصنعتی جامعه‌ای مملو از خودبیگانگی و انواع دخل و تصرف‌ها شده است.» از این رو مباحثه من درآغاز با فراصنعتی گرایان آمریکایی است که از نوشته‌های آنان سه بحث عمده مرتبط با مسائل ما در می‌آید: ۱- در جامعه فنون الکترونیکی یا فراصنعتی ، دانش نظری به طور فزاینده‌ای به عنوان پایه‌ای برای تولید و ساخت و پرداخت سیاست عمل می‌کند و برای این کار شایستگی دارد. ۲- فرآیند پیوند دانش نظری با تولید و سیاستگذاری - سهم مشخص اجتماعی طبقه آگاه - به نفع جامعه غربی رو به افزایش است. به این معنا که بیش از پیش جامعه را قادر می‌سازد که سرنوشت خویش را در اختیار گرفته و برای آن برنامه ریزی کند. ۳- در نتیجه جامعه غرب در سال‌های اخیر از برابری و وفور بیشتری برخوردار شده است و به شهروندان خود آزادی بیشتر اعطا کرده است و به احتمال، حتی به میزان بیشتری در آینده نیز چنین خواهد کرد.